تبلیغات
نماز، فریضه ی الهی - امانتی كه آسمان ها و زمین و كوهها آن را بر نتافتند

كان علىٌ اِذا حَضرَ وَقتُ الصلوةِ یَتَمَلمَلُ وَ یَتَزَلزَلُ فَیُقالُ لَهُ مَا لَكَ یَا اَمیرَ المُومِنین؟! فَیَقولُ عَلیهِ السَلام: جَاء وَقتُ اَمانَةٍ عَرضَها اللهُ عَلَى السَمواتِ وَ الارضِ وَ الجِبالِ فَاَبَینَ اَن یَحمِلنَها وَ اَشفَقنَ مِنها

هنگامى كه وقت نماز فرا مى رسیدامیر المومنین علیه السلام مضطرب شده تنش به لرزه مى‌افتاد، و وقتی می‌گفتی چه شده است كه چنین منقلب هستید؟ فرمود: وقت امانتى فرا رسیده است كه آسمانها و زمین و كوهها آن را بر نتافتند و زیر بار آن نرفتند.

 امیر مومنان هم مثل خیلیها بعد از نماز یک نفس راحت می‌کشید اما آن کجا و این نفسی که بعضیها می‌کشند کجا! حضرت علی از اینکه حق عبادت را بجا آورده و دیگران از اینکه از دست نماز راحت شدند! ...کاش ما هم مثل علی می‌شدیم! راستی آرزو که بر جوانان عیب نیست. پس من از طرف همه آرزو می‌کنم شما هم آمین بگویید: خدایا به حق علی، کام ما را چون او، به شهد نماز شیرین کن. آمین

منبع:

محجه‏البیضاء ، ج 1 ، ص 378




طبقه بندی: داستان،
برچسب ها: داستانهای نماز، داستان پیامبر (ص) و نماز، احادیث پیرامون نماز، ادعیه، مقالات نماز، داستانهای کوتاه نماز، نماز،

تاریخ : دوشنبه 30 بهمن 1391 | 04:44 ب.ظ | نویسنده : مرتضی جلال آبادی | نظرات

  • بک لینک
  • پنجه
  • ضایعات