تبلیغات
نماز، فریضه ی الهی - نماز شب در قایق


سردار شهید خضرایی، در یكی از خاطراتش از شهید چراغچی می‌گوید: شب قبل از عملیات بدر برای كنترل و چك نهایی آبراه‌ها به خط دفاعی دشمن نزدیك شده بودیم.
سردار شهید خضرایی، در یكی از خاطراتش از شهید چراغچی می‌گوید: شب قبل از عملیات بدر برای كنترل و چك نهایی آبراه‌ها به خط دفاعی دشمن نزدیك شده بودیم. در راه بازگشت، قایق ما واژگون شد و هر سه نفر داخل آب افتادیم. هركدام به شكلی تلاش می‌كردیم تا قایق را به حالت اول برگردانیم. خیلی زود آب قایق را خالی كردیم و دوباره سوار شدیم. خیسی و خستگی بی‌تابمان كرده بود. راه بازگشت هم طولانی بود. در بین راه دیدم آقا ولی آرام‌آرام ذكر می‌گوید، خوب دقت كردم، متوجه شدم كه دارد نماز شب می‌خواند.

امام باقر(ع) فرمودند: «ما مِن قَطرَه احَبَّ الی الله عَزَّوَجَلَّ مِن قَطرَه دُمُوعٍ فی سََوَادِ اللَّیلِ مَخَافَه مِنَ الله لا یُرادُ بِها غَیرُهُ. هیچ قطره‌ای در نزد خداوند عزوجل دوست‌داشتنی‌تر و محبوب‌تر از قطره اشك‌هایی كه در تاریكی شب و از خوف خدا با اخلاص كامل ریخته می‌شود، نیست.» (جهاد با نفس، ص137)



طبقه بندی: داستان، خاطرات،
برچسب ها: نماز، داستانهای نماز، خاطرات نماز، احادیث نماز، آثار نماز، برکات نماز، نماز واجب،

تاریخ : یکشنبه 4 فروردین 1392 | 05:37 ب.ظ | نویسنده : مرتضی جلال آبادی | نظرات

  • بک لینک
  • پنجه
  • ضایعات