تبلیغات
نماز، فریضه ی الهی - اسرار نماز

نماز

عبادت كه هدف آفرینش انسان است، اسرارى دارد; اسرار عبادت غیر از آداب و احكام آن است . احكام عبادت، همین واجبات است كه در كتاب‏هاى فقهى بیان شده است، مانند واجبات و اركان نماز . آداب نماز مانند آهسته دعا كردن، پاره‏اى از این آداب در كتاب‏هاى فقهى آمده است و برخى در كتاب‏هاى اخلاقى، اما اسرار عبادات ارواح و باطن‏هاى عبادت است كه با باطن انسان در ارتباط است و انسان با باطن عبادت محشور مى‏شود، این گونه بحث‏ها در كتاب‏هاى عرفانى بیان شده است .
در این مقال به اسرار نماز - كه از مهم‏ترین عبادت‏هاست - پرداخته می ‏شود .
عبادات ظاهرى دارند و باطنى و سرى، به ما گفته‏ اند كه آن اسرار را فراگیریم و بدان‏ها عمل كنیم . نماز خواندن و روزه گرفتن و وضو گرفتن و دیگر تكالیف جزء احكام الهى است . هر یك از احكام براى آن است كه انسان به اسرار آنها پى ببرد و آزاد شود.
مرحوم شهید - رضوان الله تعالى علیه - نقل فرموده است كه همواره رسول خدا (ص) بعد از نماز صبح، بین‏الطلوعین، در مسجد مى‏نشستند و به سؤال‏هاى مردم پاسخ مى‏دادند . روزى دو نفر نوبت گرفتند تا سؤالاتى طرح كنند . حضرت به اولى فرمود: گرچه شما قبل از آن برادر آمده‏اید لكن نوبتتان را به ایشان بدهید، چون شما اهل كرم و ایثارید و او كار لازمى دارد و عجله دارد . این ادب رعایت نوبت را حضرت در آن جا آموختند . بعد فرمودند: من بگویم شما براى چه آمده‏اید یا شما  می ‏گویید؟ عرض كردند یا رسول الله! شما بفرمایید .
فرمودند: یكى براى یاد گرفتن مسائل حج آمده است و دیگرى براى مسائل وضو گرفتن، آن گاه سؤال‏ها را جواب فرمود:
اما معناى وضو گرفتن - شستن صورت و دست‏ها و مسح سر و پاها در وضو، رازى دارد: شستن صورت در وضو یعنى خدایا هر گناهى كه با این صورت انجام دادم آن را شست‏و شو مى‏كنم كه با صورت پاك به جانب تو عبادت كنم و با پیشانى پاك سر بر خاك بگذارم . شستن دست‏ها در وضو یعنى خدایا از گناه دست‏شستم، و گناهانى را كه با دستم مرتكب شده‏ام، دستم را تطهیر مى‏كنم . مسح سر در وضو یعنى خدایا از هر خیال باطل و هوس خام كه در سر پرورانده‏ام سرم را تطهیر مى‏كنم و آن خیال‏هاى باطل را از سر به دور مى‏اندازم . مسح پا یعنى خدایا من از جاى بد رفتن پا مى‏كشم و این پا را از هر گناهى كه با آن انجام داده‏ام تطهیر    می ‏كنم .
اگر كسى بخواهد نام مبارك حق تعالى را بر زبان آورد، باید دهان را تطهیر كند . مگر می ‏شود انسان با دهان ناشسته نام خدا را ببرد، باید دهان را با آب مضمضه كند و بشوید .
این گوشه‏اى از اسرار وضو گرفتن است . اگر ما می بینیم از نماز و عبادت لذت نمی بریم براى آن است كه به این اسرار آشنا نیستیم . آنها كه از عبادت لذت  می ‏برند چیزى را به این عبادت تبدیل و تعویض نمی ‏كنند .
مرحوم ابن بابویه نیز از امام هشتم نقل فرموده است كه امام رضا - سلام الله علیه - به یكى از شاگردانشان به نام محمد بن سنان مرقوم فرمود: «ان علة الوضوء التی من اجلها صار على العبد غسل الوجه و الذراعین و مسح الراس والقدمین . فلقیامه بین یدى الله تعالى و استقباله ایاه بجوارحه الظاهرة و ملاقاته بها الكرام الكاتبین . فیغسل الوجه للسجود و الخضوع و یغسل الیدین لیقلبهما و یرغب بهما و یرهب و یتبتل و یمسح الراس والقدمین لانهما ظاهران مكشوفان یستقبل بهما كل حالاته و لیس فیهما من الخضوع والتبتل ما فى الوجه والذراعین‏» .
فرمود: سر وضو گرفتن و غسل و مسح این است كه انسان با اعضاى پاك متوجه خداوند سبحان گردد . آیا می ‏شود انسان با چشم گناه بكند و با همان چشم و صورت متوجه خداوند بشود؟ و اصولا اسرار الهى حقایقى است كه «لایمسه الا المطهرون‏» .  اگر حقیقت قرآن را جز افراد باطهارت نمی ‏یابند، حقیقت این عبادات را هم جز افراد پاك نمى‏یابند . آن گاه عبادت در كام انسان لذت پیدا می ‏كند و هیچ چیزى انسان را به خود مشغول نخواهد كرد . 
در این حدیث‏ شریف سخن از ملاقات خدا و استقبال فرشتگان است . انسان ملائكه را می ‏بیند، سخنان آنان را می ‏شنود . این كه می ‏بینیم ما نماز می ‏خوانیم و چیزى از نورانیت احساس نمی ‏كنیم براى آن است كه نماز را با آداب و اسرار آن نخواندیم . خاصیت نماز، در معرفت باطن آن است . اگر انسان با این اسرار آشنا شد و آن گاه در راه خدا شربت‏شهادت نوشید، خون او با دیگر خون‏ها یكسان نیست .
هر شهیدى آن قدرت را ندارد كه نظام اسلامى را تحكیم كند . گاهى هزاران نفر باید شهید شوند تا سدى در برابر سیل بیگانگان باشند، گاهى یك نفر سیل را برمی ‏گرداند . گرچه براى شهید مقامى است‏بس عظیم، اما همه شهدا در یك درجه نیستند . آن كسى كه عارف‏تر و عالم‏تر و آگاه‏تر و با فرشتگان خدا در زمان حیاتش ملاقات‏ها داشته است، خون او هم مؤثرتر است .
در وضو، شستن صورت با صابون لازم نیست، شستن صورت با نیت لازم است . اگر كسى صورت را با این قصد بشوید كه خدایا براى وضو گرفتن و امتثال امر تو و نماز خواندن صورتم را از هر گناه شستم و تطهیر كردم كه با چهره‏اى پاك به سوى تو و در خاك تو بیفتم، او به اسرار عبادت پى برده است و با فرشتگان ملاقات كرده و ملاقات می كند . دست‏ها را می ‏شوید تا با دست پاك خدا را بخواند و به دعا برخیزد; و سر و پا را مسح می ‏كند چون در نماز سر او پیداست و پاهاى او به طرف قبله است، باید با فكر و پاى پاك به طرف خداوند سبحان بایستد و لذت ببرد . این گوشه‏اى است از آن چه در مورد وضو بیان فرموده‏اند .

گوشه ‏اى از اسرار نماز

اما نماز، درباره نماز نیز از رسول خدا نقل شده است كه فرمودند: «ما من صلوة یحضر وقتها الا نادى ملك بین یدى الناس: ایها الناس قوموا الى نیرانكم التی اوقدتموها على ظهوركم فاطفئوها بصلاتكم‏» . هیچ نمازى نیست مگر آن كه در وقت نماز فرشته‏اى به مردم می گوید اى مردم برخیزید آن آتش‏هایى كه با دست‏خود بر پشت‏خود روشن كرده‏اید با نماز خاموش كنید .

چنان نیست كه ما نگاه ناروایى كه كردیم، سخن بدى كه گفتیم، بی‏راهه‏ایى كه رفتیم، از ما جدا و دور باشد، همه اینها آتش‏هایى است كه با دست‏خود روشن كرده‏ایم و بر دوش حمل می‏ كنیم و نمی دانیم كه خروارها آتش بر دوش ماست .

انسان خود آتش و هیزم افروخته مى‏شود: «و اما القاسطون فكانوا لجهنم حطبا» . آنها كه اهل قسط و ظلم هستند، خود هیزم جهنم‏اند . انسان به صورت آتش و هیزم افروخته‏اى مجسم می ‏شود .

اگر خداوند اهل قسط و عدل را دوست دارد، اهل قسط و ظلم را هم دشمن دارد، و آنها هیزم افروخته جهنم‏اند . بسیارى از كارهاى ماست كه به صورت آتش بر دوش، انباشته است و ما احساس نمی ‏كنیم . معلوم می شود اگر كسى نماز خواند نه تنها گرفتار گناهانى بعد از نماز نمی شود بلكه آتش‏هایى را نیز كه قبلا روشن كرده است‏خاموش می ‏كند و می شود «نور» .

از امام صادق - سلام الله علیه - نقل شده است كه اگر خداوند سبحان بخواهد بركتى به انسان مرحمت كند آن را در بهترین حال عطا می ‏فرماید، و بهترین حالت در محراب بودن و در جنگ با دشمن درونى است . خداى سبحان اگر به زكریا، یحیى را مرحمت كرده است در حال عبادت این بشارت به او داده شده است . «امام صادق - علیه السلام - فرمود: ان طاعة الله - عزوجل خدمته فى الارض و لیس شى‏ء من خدمته یعدل الصلوة فمن ثم نادت الملائكة زكریا - علیه السلام - و هو قائم یصلى فى المحراب‏» ;  اطاعت‏ خداوند آن است كه انسان در زمین، خداوند را خدمت كند و چیزى از خدمت او به اندازه نماز نمی ‏ارزد و به همین هت‏بشارت در حال عبادت به زكریا داده شده است .

نماز یك نهر روان و یك چشمه كوثر است، همه آتش‏هاى گذشته را خاموش می ‏كند، و هم نمی ‏گذارد انسان بعدا گرفتار آتش شود . هم جلو بدی ‏ها را می ‏گیرد و هم آن بدی هاى گذشته را از بین می برد . این خاصیت نماز است كه در قرآن كریم بدان اشاره شده است: «ان الصلوة تنهى عن الفحشاء والمنكر و لذكرالله اكبر والله یعلم ما تصنعون‏»

بیانى از امام صادق - سلام الله علیه - نقل شده است كه فرمود: «اول ما یحاسب به العبد عن الصلوة فاذا قبلت قبل منه سائر عمله و اذا ردت علیه رد علیه سائر عمله‏»

اول چیزى كه از انسان سؤال می ‏كنند نماز است، اگر نماز قبول شد سایر اعمال هم قبول است . نماز و نمازگزار را قرآن كریم به خوبى معرفى فرموده است . نمازگزار كسى است كه مسائل‏ مالى به عهده او نیست، طمع و آز در درون او نیست .

وقتى كه طبیعت دنیاپرست انسان را خداى خالق انسان تبیین می كند: «ان الانسان خلق هلوعا; اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخیر منوعا» . این مفاسد طبیعت انسان را تشریح مى‏كند آن گاه می ‏فرماید: «الا المصلین‏» .  نمازگزاران از این رذایل محفوظ‏اند . معلوم می شود نماز مساله‏ اى است كه انسان را از رذایل محفوظ و تطهیر می كند . بنابراین تطهیر انسان از همین نماز خواهد بود، زیرا نماز بسیارى از فضایل را براى انسان تحصیل، و بسیارى از رذایل را برطرف می ‏كند .

باز امام ششم فرمود: «ان العبد اذا صلى الصلوة فی وقتها و حافظ علیها ارتفعت‏بیضاء نقیه . تقول حفظتنی حفظك الله و اذا لم‏یصلها لوقتها و لم‏یحافظ علیها ارتفعت‏سوداء مظلمه تقول ضیعتنى ضیعك الله‏» ;  انسان وقتى نماز را در اول وقت خواند، این نماز به صورت یك امر تابان جلوه می ‏كند و می گوید: تو مرا حفظ كردى خدا تو را حفظ كند . (معلوم می ‏شود نماز یك حقیقتى دارد، زنده است، روحى دارد، براى همیشه هست، دعا می كند و دعاى نماز هم همیشه مستجاب است . آن روح نماز است) و اگر كسى نماز را نخواند و یا در وقت نخواند، به صورت یك چهره تاریك در می ‏آید و می گوید: تو مرا ضایع كردى خدا تو را ضایع كند .

بهترین فرصت در حالات نماز همان حال سجده است كه امام صادق - سلام الله علیه - فرمودند انسان هر چه به خاك نزدیك مى‏شود به خدا نزدیك‏تر مى‏شود: «اقرب ما یكون العبد الى الله - عزوجل - و هو ساجد»  كه امیرالمؤمنین - سلام الله علیه - در نهج البلاغه از رسول الله نقل فرموده است كه حضرت فرمود: من در تعجبم از كسى كه چشمه‏اى بر در منزل اوست و شبانه‏روز پنج‏بار در آن چشمه شست و شو مى‏كند مع‏ذلك آلوده است . (12) فرمود: نماز مثل چشمه زلالى است كه انسان نمازگزار در این وقت‏هاى پنج گانه در آن شست‏وشو مى‏كند . نماز كوثرى است كه انسان را تطهیر مى‏كند . قهرا اگر ما از نماز این طهارت را در خود احساس نكردیم باید بپذیریم كه آن نماز واقعى را نخوانده‏ایم . ممكن است نمازمان صحیح باشد، لكن مقبول نیست، زیرا آن نمازى مقبول است كه روح انسان را تطهیر كند و با انسان سخن گوید و او را مژده دهد .

از امام صادق - سلام الله علیه - نقل شده است: «لا تجتمع الرهبة والرغبة فى قلب الا وجبت له الجنة; (13) اگر انسان از خدا ترسید و به خدا علاقه‏مند بود، بهشت‏براى او لازم است‏» . گاهى انسان خدا را وسیله قرار مى‏دهد كه به بهشت‏برسد، این ناشى از همت‏هاى پست است كه خدا از آن كراهت دارد . اما زمانى از خدا چیزى نمى‏طلبد، جز خود خدا را و حب و لقاى او را، در این‏جا خداوند سبحان او را به این نعمت عظیم متنعم مى‏كند . فرمود هیچ عبدى نیست كه در قلب او رغبت‏به خدا و ترس از خدا قرار بگیرد، مگر آن كه بهشت‏براى او واجب شود . وقتى كه نماز مى‏خوانید با قلب متوجه خداوند سبحان باشید . قلب را انسان وقتى در نماز مى‏تواند مهار كند كه چشم و گوش را بیرون نماز مهار كرده باشد . اگر در بیرون نماز و در حالت عادى چشم انسان و گوش وى، یله و رها بود، آن خاطرات ذخیره شده در هنگام نماز مزاحم انسان مى‏شود . ولى اگر در بیرون نماز، چشم و گوشش را حفظ كرد، در نماز دشمن درونى هجوم نمى‏آورد . مهم آن است كه انسان در بیرون نماز، خود را حفظ كند .

به ما فرمودند: «طهروا افواهكم فانها طرق القرآن‏» . دهان را پاك كنید زیرا دهان انسان، راه قرآن است . نه فقط دندان را با مسواك پاك كنید، بلكه دندان و زبان و فضاى دهان را هم پاك نگه دارید و هم از گفتن حرف مشكوك بپرهیزید . این دهان را پاك كنید براى این كه قرآن باید از این دهان عبور كند . اگر قرآن، كه كوثر چشمه زلال است، از یك دهان لایه روبى نشده عبور كند بى‏اثر است، رنگ مى‏گیرد، بو مى‏پذیرد . چرا باید دهان‏ها را پاك كنید؟ چون مى‏خواهید قرآن بخوانید و سخن شما در دیگران اثر كند و خودتان هم كه مى‏شنوید متاثر شوید .

سپس فرمود: شما اگر با قلبتان متوجه خداى سبحان باشید، او چندین پاداش به شما مرحمت مى‏كند، گذشته از اقبال الهى و گذشته از بهشت، خداوند متعال دل‏هاى دیگران را متوجه شما مى‏كند و شما محبوب دل‏هاى مردم مى‏شوید . چه ذخیره‏اى بالاتر از این كه دل‏هاى مؤمنین به طرف انسان متوجه باشد . در مشكلات، مؤمینن یار انسان‏اند . دعاى مؤمن نسبت‏به انسان مؤثر است . فرمود: خدا قلب‏هاى دیگران را متوجه شما مى‏كند . مگر نه آن است كه انسان مى‏خواهد محبوب مؤمنین باشد و مؤمنین او را بخواهند و به او علاقه‏مند باشند، مشكل او را حل كنند، براى او دعا كنند، طلب آمرزش كنند . چه وقت انسان محبوب دل‏هاى اهل ایمان مى‏شود؟ چه وقت مؤمنین انسان را مى‏خواهند و مى‏طلبند؟ وقتى كه انسان قلبش را متوجه خدا كند، مخصوصا در حالت نماز .

اگر مى‏بینیم كه دل‏ها متوجه یك مقام‏اند، این را مقلب القلوب متوجه كرده است . و این راه هم براى دیگران باز است، براى همه ما باز است ولو به مقدار مسیرمان . لذا فرمودند: هیچ بنده مؤمنى نیست كه در نماز قلبش را متوجه خداوند سبحان كند، مگر آن كه خدا قلوب مؤمنین را متوجه او مى‏كند، گذشته از آن كه او را به بهشت متنعم و برخوردار خواهد كرد . این خیر دنیا و آخرت است .


وقت نماز


هر یك از نمازها مزیتى دارند . در بین نمازها، نماز ظهر خصوصیتى دیگر دارد . «حافظوا على الصلوات والصلوة الوسطى‏»  روایات، صلوة وسطى را به نماز ظهر تفسیر كرده‏اند  و فرمودند: وقتى آفتاب از دایره نصف‏النهار زایل شد و ظهر فرا رسید نگذارید نماز ظهر شما به تاخیر افتد . هنگام زوال ظهر درهاى رحمت‏باز است و از خداى سبحان رحمتى را مسالت كنید . در این وقت هرگز به فكر خود نباشید كه خدایا ما را بیامرز یا پدر و مادر ما را بیامرز یا دوستان ما را بیامرز . بیانى از امام هشتم امام رضا - سلام الله علیه - رسیده است كه «لك الحمد ان اطعتك و لا حجة لى ان اعطیتك لى و لا لغیرى فی احسانك و لا عذر لى ان اسات ما اصابنی من حسنة فمنك یا كریم . اغفر لمن فی مشارق الارض و مغاربها من المؤمنین والمؤمنات‏»  همت‏ها را همیشه بلند بگیرید، نظرتان همیشه بلند باشد كه خدایا همه مؤمنین عالم را رحمت كن .

هنگام زوال ظهر درهاى آسمان رحمت‏باز است، لذا یكى از اسرار جنگ در اسلام این است كه جنگ مستحب است از ظهر به بعد شروع شود و قبل از ظهر مكروه است . مگر این كه دشمن حمله كند، در این صورت در تمام اوقات انسان مى‏تواند حمله او را پاسخ دهد .

جنگ كردن قبل از ظهر مكروه است اما از ظهر به بعد مستحب است، چرا؟ راز این نكته در كتاب‏هاى فقهى ما - كه از این روایات استفاده كرده‏اند - این چنین بیان شده است كه: درهاى رحمت هنگام ظهر باز است، بلكه خداى سبحان قلب كفار و منافقین را هدایت كند كه به اسلام گرایش پیدا كنند و خونى ریخته نشود . این راز جهاد در میدان جنگ است كه آن هم حكمى خاص دارد . بعد از این نكته مرحوم صاحب جواهر - رضوان الله علیه - مى‏گوید: سید الشهداء حسین بن على بن ابى‏طالب - علیه السلام - شخصا از ظهر به بعد روز عاشورا وارد میدان شده است، اصحابش قبل از ظهر دفاع كرده‏اند، اما آن چه مربوط به خود حضرت است از ظهر به بعد است، لذا نماز ظهر را در آن حالت‏خوانده‏اند، سپس وارد میدان شدند . ظهر كه مى‏شود درهاى رحمت‏باز است، وقتى كه درهاى رحمت‏باز شد انسان از خداى سبحان رحمت كامله مسالت مى‏كند .

از رسول خدا - علیه آلاف التحیة والثناء - نقل شده است: «اذا زالت الشمس فتحت ابواب السماء و ابواب الجنان واستجیب الدعاء فطوبى لمن رفع له عنه ذلك عمل صالح‏»  هنگام زوال، درهاى رحمت و درهاى بهشت‏باز است و دعاها هم مستجاب است، خوشا به حال كسى كه هنگام زوال، عمل صالحى از او به آسمان معنا رفعت‏یابد كه اگر عمل رفت عامل هم مى‏رود . چنین نیست كه عمل از عامل جدا باشد و عمل را در یك نامه بنویسند و او تنها بالا برود . آن جان عمل كه نیت است ممكن نیست از انسان جدا باشد . عمل مانند بخار یا دود نیست . عمل واقعیتى است كه از جان آدم جدا نیست و ممكن نیست عمل را بالا برند و جان آدم و آن حقیقتى كه منشا این عمل است در زمین باشد . اگر عمل بالا مى‏رود عامل هم بالا مى‏رود، انسان آسمانى و فرشته مى‏شود . وصف انسان، سماوى مى‏شود .

این معناى عقلى را امیرالمؤمنین - سلام الله علیه - در بیان لطیفى تبیین فرمودند: «فاعل الخیر خیر منه و فاعل الشر شر منه‏»  بهتر از هر عمل خیرى آن انسانى است كه آن عمل خیر را انجام مى‏دهد، اگر نماز فضیلت دارد و بالا مى‏رود، بهتر از نماز، نمازگزار است، چون این نماز اثر و فعل اوست . چگونه مى‏شود نماز بالا برود و نمازگزار بالا نرود، چگونه مى‏شود روزه بالا برود و روزه دار بالا نرود . هم چنین بدتر از هر عمل بد همان عامل آن عمل است، زیرا عمل بد و شر، اثر آن شخص است، چگونه مى‏شود اثر از مؤثر قوى‏تر باشد .

در بعد فضیلت اگر اعمال خیر بالا مى‏رود آن روح انسان كه عامل این اعمال خیر است آن هم یقینا بالا مى‏رود .

فرمودند: اگر مى‏خواهید بالا بیایید راهش این است . به ما گفته ‏اند بالا بیایید .

انبیا به امت‏هایشان مى‏فرمایند: بالا بیایید . رسول خدا - علیه آلاف التحیة والسلام - به امت اسلامى مى‏فرماید: «تعالوا اتل ما حرم ربكم علیكم‏» .

وقتى قرآن كریم سخن از نماز به میان مى‏آورد، مى‏فرماید نماز بخوانید تا یاد مرا زنده كنید: «اقم الصلوة لذكرى‏»  اگر من در یاد شما به وسیله نماز ظهور كنم، و اگر یاد خدا به وسیله نماز ظهور كرد آن قلب مطمئن است .

و از طرفى یاد خدا دل‏ها را مطمئن مى‏كند: «الا بذكر الله تطمئن القلوب‏» .  پس دل انسان نمازگزار مطمئن است، چیزى او را نمى‏هراساند، هرگز از غیر خدا نمى‏ترسد، هیچ دشمنى چه از درون و چه از بیرون نمى‏تواند او را بهراساند، زیرا اهل نماز اهل یاد حق هستند و یاد حق عامل طمانینه است . اگر كسى مطمئن شد دیگر هراسناك نیست، از هیچ عاملى نمى‏ترسد .


نمازگزاران


در سوره معارج درباره اسرار نماز مى‏فرماید: طبع انسان در برابر شداید جزع مى‏كند، و اگر خیرى به او رسید سعى مى‏كند انحصار طلب باشد و به دیگران ندهد . این طبع انسان است و نه فطرت انسان . فطرت انسان بر توحید است .

طبیعت انسان بر رجس و رجز و آلودگى است . آن چه را فطرت است انبیا احیا مى‏كنند . آن چه طبیعت است آلودگى است: «ان الانسان خلق هلوعا، اذا مسه الشر جزوعا، و اذا مسه الخیر منوعا، الا المصلین‏» .  اگر رنج و شرى به او برسد جزع و بى‏تابى مى‏كند، صبر را از دست مى‏دهد; و اگر خیرى به او برسد سعى مى‏كند كه به دیگران نرساند و مناع خیر باشد . اما نمازگزاران طبیعت را كوبیدند و فطرت را احیا كردند . خاصیت نماز احیاى فطرت است . نمازگزار كسى است كه سركشى طبیعت را رام كند، نمازگزار در شداید جزع نمى‏كند، و اگر خیرى به او رسید منع نمى‏كند و به دیگران مى‏رساند . نمازگزار را در این سوره معرفى كرد، و در حقیقت اسرار نماز را بیان كرد و خاصیت نماز را تشریح فرمود .

مصلین كیان‏ اند: «الذین هم على صلوتهم دائمون‏» .  آنان همواره نمازشان را مى‏خوانند و هرگز نماز را ترك نمى‏كنند و به بركت نماز این چنین خواهند بود . 

«والذین یصدقون بیوم الدین‏» .  نمازگزاران كسانى هستند كه به قیامت‏باور دارند; چون یاد معاد است كه انسان را طاهر مى‏كند، و همه مشكلات بر اثر فراموشى قیامت است . وقتى قرآن علت تبهكارى تبهكاران را مى‏شمارد، مى‏فرماید: «لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب‏» .  چون روز حساب را فراموش كردند تن به گناه دادند . نمازگزار قیامت را فراموش نمى‏كند، آن را باور دارد .

«والذین هم من عذاب ربهم مشفقون‏» .  اینها از عذاب خداى سبحان هراسناك‏اند . نماز آن است كه انسان را از قیامت هراسناك كند . نماز آن است كه انسان را به یاد معاد متذكر كند .

«ان عذاب ربهم غیر مامون‏» .  چه كسى در امان است كه گرفتار عذاب خدا نشود، مگر انسان برگه ایمنى دریافت كرده است .

آن گاه قرآن در تتمه بیان خواص نماز مى‏فرماید: «والذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون‏» .  آنان كه امانت‏هاى خود را، چه مالى و چه غیر مالى، رعایت مى‏كنند و تعهداتى را كه دارند، چه بین خود و خدا و چه بین خود و دیگران، عمل مى‏كنند . خدا آن قدر به ما نزدیك است كه به ما مى‏فرماید با من عهد ببندید، مرا طرف معامله خود قرار بدهید . برخى از بزرگان رساله‏هایى نوشته‏اند به نام «رساله عهد» . یكى از اینها نوشته ابن‏سیناست كه تعهدات خود را در آن رساله بیان مى‏كند . اینان عهد مى‏كنند كه زبان جز به ذكر حق باز نكنند، در مجالس گناه شركت نكنند، در محافلى كه سودى ندارد حضور پیدا نكنند و . . . در این عهدنامه‏ها مواد عهدى بین خود و خداى را توضیح مى‏دهند . مؤمن با خداى خود عهدى دارد و خدا آن قدر نزدیك است كه مؤمن مى‏تواند با او عهد ببندد .

«والذین هم بشهاداتهم قائمون‏» . كسانى كه در شهادت‏هاى خود ایستادگى مى‏كنند، اگر به وحدانیت‏حق شهادت مى‏دهند، مى‏ایستند، اگر به رسالت‏حق شهادت مى‏دهند مى‏ایستند، اگر در دیگر مسائل حقوقى به حق شهادت مى‏دهند ایستادگى مى‏كنند . اهل ایستادگى‏اند، اهل قیام‏اند .

«والذین هم على صلاتهم یحافظون‏» .  مصلین كسانى هستند كه مواظب نماز خویشتن‏اند، همه اوقات نماز را حفظ مى‏كنند .

«اولئك فی جنات مكرمون‏» .  اینان در بهشت از كرامت الهى برخوردارند .

«كرامت‏» یك تعبیر لطیف عربى است كه ظاهرا معادلى در فارسى ندارد . در فارسى كلمه‏اى نیست كه بتواند ترجمه «كرامت‏» باشد . بزرگداشت و تكریم و مانند اینها غیر از مساله «كرامت‏» است . كرامت آن بزرگوارى و بزرگ‏منشى است كه انسان كریم برخوردار است . خداوند كرامت را صفت فرشتگان مى‏داند . وقتى ملائكه را معرفى مى‏كند مى‏گوید: ملائكه كریم، مكرم و بزرگوارند . سائلى از عبدالله بن جعفر در مسافرتى ناشناس چیزى خواست، او پول سنگین و فراوانى به سائل داد، گفتند اى عبدالله بن جعفر، تو در این منطقه ناشناسى و این سائل هم به كمتر از این مقدار قناعت مى‏كرد، چرا چنین پول سنگینى به وى دادى . فرمود: اگر مردم این منطقه مرا نمى‏شناسند، من خود را مى‏شناسم; و اگر او به كمتر از این قناعت مى‏كرد، طبع بلند من قناعت نمى‏كرد، من راضى نمى‏شدم كه داشته باشم و مال كم بدهم . این روح، روح كرامت است .

خدا وقتى فرشته‏ها را مى‏ستاید، مى‏فرماید: فرشته‏ها مكرم‏اند: «بل عباد مكرمون‏» .  و مى‏گوید: نمازگزاران مكرم‏اند، اینها در بهشت تكریم مى‏شوند، تنها سخن از خوردن و نوشیدن و پوشیدن حریر و استبرق نیست، سخن از كرامت است . وقتى نمازگزاران را مى‏ستاید، مى‏گوید نمازگزاران در بهشت مكرم‏اند . لذایذ حسى درجات نازله بهشت است . ولى لذت با فرشته بودن كرامت است . نمازگزار در دنیا با فرشته‏هاست . در آخرت هم چون فرشته‏ها مكرم است .

از امام پنجم - سلام الله علیه - رسیده است: «للمصلى ثلاث خصال: اذا هو قام فى صلوته حفت‏به الملائكة من قدمیه الى اعنان السماء و یتناتر البر علیه من اعنان السماء الى مفرق راسه و ملك موكل به ینادى لو یعلم المصلى من یناجى ما انفتل‏» . 


 




طبقه بندی: عمومی، مقالات،
برچسب ها: نماز، اسرار نماز، آثار و برکات نماز، رازهای نماز، اسرار آموزنده نماز، نماز و بزرگی، نماز و عبادت،

تاریخ : جمعه 27 بهمن 1391 | 01:59 ب.ظ | نویسنده : حسین جلال آبادی | نظرات

  • بک لینک
  • پنجه
  • ضایعات